أبو الحسن العامري
327
رسائل أبو الحسن العامري
1 . علم بصريات در فلسفهء يوناني . فلاسفهء يونان كوشيدهاند كه مسألهء ابصار را از راههاى ساده تفسير كنند كه عنوان نظريه بدان نمىتوان داد . شايد مهمترين ويژگى اين نظريات آن باشد كه عمل ابصار را همانند عمل ديگر حواس ، مانند لامسه يافتهاند كه از تماس وارتباط بين حاسه ومحسوس حاصل مىشود . فيثاغورس ( در قرن ششم پيش از ميلاد ) بر اين عقيدة بود كه ذرّات واجزاء ريزى از جسم مبصر به چشم مىخورد وبينايى بر اثر دريافت اين ذرّات يا دقايق است . « 13 » اما أفلاطون ( 427 ق م - 347 ق م ) از اين نگرش درست كه امكان دستيابى به نتائج با ارزش در آن بود دور شد . وبجاى آنكه مانند فيثاغورس رؤيت را از رسيدن چيزى از مرئى به رائى يا از جسم به چشم بداند گفت كه ( در طيماؤس ) از چشم در طول روز به صورت مستمر نوري وشعاعى ( الهى ) خارج مىشود ، همانند نوري كه از أجسام نوراني ساطع مىگردد وچون نور چشم با نور خارجي با يكديگر برخورد كردند وبا هم اتحاد حاصل نمودند شعاعى به وجود مىآيد كه رؤيت به وسيلهء آن صورت مىپذيرد . اما در شب كه آن شعلهء الهى از چشم فرو مىنشيند وبا نور بيرونى كه از أجسام ساطع مىشود تماس پيدا نمىكند آن شعاع تكوين نمىيابد ورؤيت أجسام امكانپذير نمىشود . « 14 » أرسطو ( 384 ق م - 322 ق م ) هر دو نظريهء پيشين را مردود دانست وگفت بين چشم وجسم مرئى جسم شفافى متوسط است به نام پلوسيد ) Pellucid ( ورؤيت در اثر متأثر شدن آن مادهء شفاف از نور خارجي امكانپذير مىشود . « 15 » بازگشت به اين نگرش نسبتا صحيح بعدها با اپيكور ( 341 ق م - 270 ق م ) آغاز شد كه گفت : « هر جسمي شبح يا صورتي دارد كه به استمرار از آن جدا مىشود ، اين صورت هنگامى كه به چشم مىرسد رؤيت صورت مىگيرد . » در دورههاى بعد رواقيون دوباره به نظريهء أفلاطون متمايل شدند ، اما بدين نحو كه رؤيت از طريق اتّصال بالفعل چشم با شئ مرئى است ، ليكن تماس بين آن دو وقتي صورت مىگيرد كه « شعاع » خاصي به شكل مخروط از چشم خارج شود وقاعدهء آن بر جسم مرئى قرار گيرد و
--> ( 13 ) . زهير الكتبي ، الحسن بن الهيثم ، منشورات وزارة الثقافة ، دمشق ، 1972 ، ص 91 . نيز رجوع شود به : مصطفى نظيف ، الحسن بن الهيثم ، بحوثه وكشوفه البصرية ، مطبعة فوزي ، قاهره ، 1942 ، ص 51 . ( 14 ) . Plato , Timaeus , the English translation , William Heinemann Ltd . , Harvard Univeristy Press , 1961 , pp . 101 - 107 . واين همان شعاعى است كه فلاسفهء افلاطونى دورهء اسلامى آن را « روح بينايى » . ناميدهاند . ( 15 ) . Aristotle , On the Soul . , translated into English by W . S . Hetta edited by T . E . Page , William Heinmann Ltd . « Harvard University Press , 1957 . pp . 103 - 107 . See also « On Sense and Sensible Obiects » . « ll » , pp . 219 - 235 .